عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

176

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

الحسين بن ( على بن ) ابى طالب رضى اللّه عنهم ، [ 1 ] و مردمان را دعوت كرد ، الى الرضا من آل محمد . و بسيار كس اجابت كردند . عبد اللّه بن طاهر سپاه فرستاد ، همه را هزيمت كردند ، يا [ 2 ] عبد اللّه خود آن همه را هزيمت كرد ، و محمد بن القاسم بگريخت ، و عبد الله دو هزار درم بپذيرفت تا او را بگرفتند و نزديك عبد الله آوردند ، و عبد الله او را نزديك معتصم فرستاد ، و معتصم فرمود تا او را بسراى مسرور [ 3 ] الكبير بازداشتند . پس شيعهء او بام خانه سوراخ كردند ، و او را بردند ، و اندرين وقت سماق زط [ 4 ] بيرون آمد با قومى از

--> [ ( 1 - ) ] طبرى : 7 ر 223 : محمد بن قاسم بن عمر بن على بن حسين بن على بن ابى طالب . مسعودى : محمد بن قاسم بن على بن عمر بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ( مروج 4 ر 8 ) در الكامل نيز مانند طبريست . وى بسبب زهد و تقوى مشهور به صوفى بود ، بعد از قيام در خراسان بدست عبد اللّه بن طاهر گرفتار آمد و در رى در سنه 219 ه . محبوس شد ، و بعد از آن تا ايام متوكل بزيست و در زندان بمرد و تا عصر مسعودى 332 ه . زيديان او را امام خود شمرده و گمان مىبردند كه نه مرده و مهدى موعود اوست ( الاعلام 7 ر 226 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : با ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : پسرى سرور ؟ طبرى : در سامرا نزد مسرور خادم الكبير در زندان تنگ باز داشتند ( 7 ر 224 ) . [ ( 4 - ) ] طبرى : رئيس زط محمد بن عثمان بود كه صاحب امر و سردار جنگ او سملق نام داشت ( 7 ر 225 ) در مجمل گويد : جماعتى زطيان خروج كردند و مهترى بود ايشان را نام او سماق . مرحوم بهار مىنويسد : زط بضم زاء مردمى بودند از نژاد هند و سكايى كه از حدود سند و پنجاب پيش آمده سواحل فارس را تا بصره غارت ميكردند ، برخى از محققين تصور كرده‌اند كه جت - زط - سيت همه يكى است ( حاشيه مجمل 356 ) عرب‌ها بافته‌هاى خاص ايشان را از طى مىگفتند ، و يكى از محدثان اسباط بن سالم كوفى كه پيشهء فروش آن را داشت به بياع ز طى معروف بود ( رهنماى دانشوران 1 ر 436 ) در قرن اول اسلام هم عرب اقوام زط را مىشناختند و عبد اللّه بن مسعود روايت كند كه حضرت محمد صلعم مردمى را ديد و فرمود شكل ايشان به زط مىماند ( ترمذى باب الامثال ) در تاريخ طبرى گويد كه حضرت على در جنگ جمل خزانهء بصره را به زط سپرد ، البلاذرى مىنويسد : معاويه در سنه 50 ه . زط بصره را به انطاكيه برد و در آن شهر محلتى بنام زط بود ، و وليد بن عبد الملك زطيان سند را كه كه محمد بن قاسم به حجاج فرستاده بود ، بشام انتقال داد ( فتوح البلدان ) .